• تاریخ انتشار : چهارشنبه 17 فروردین 1401 - 23:33
  • کد خبر : 860
  • مشاهده :  -
  • چاپ خبر

یادداشت ; مرز اخلاق رسانه ای و دقت در مسؤولیت اجتماعی تا کجاست؟ / عثمان عباسی

انعکاس خبر ضربه خوردن سر دانش‌آموز ابتدایی مدرسه حکمت اشنویه با خط کش مربی بهداشت تازه کار مدرسه در جای خودش مایه تأثر همه،به ویژه جامعه فرهنگیان گشت. طبق پیگیری ها و شنیده های مؤثق دانش آموز مذکور به اقتضای سنش ظاهراً شلوغ کاری هایی خارج از تحمل مربی بهداشت مرتکب می شود و ایشان

انعکاس خبر ضربه خوردن سر دانش‌آموز ابتدایی مدرسه حکمت اشنویه با خط کش مربی بهداشت تازه کار مدرسه در جای خودش مایه تأثر همه،به ویژه جامعه فرهنگیان گشت.

طبق پیگیری ها و شنیده های مؤثق دانش آموز مذکور به اقتضای سنش ظاهراً شلوغ کاری هایی خارج از تحمل مربی بهداشت مرتکب می شود و ایشان هم با خط کش فلزی که در دستش بوده ضربه به سر دانش آموز می زند.

در اینکه تنبیه بدنی در مدارس نباید صورت بگیرد (علی رغم اینکه در خانواده ها متأسفانه بدون مرز هم صورت می گیرد) شکی نیست.اینکه کار این مربی تازه کار هم صحیح نبوده است باز در این مورد هم تردیدی وجود ندارد.

آنچه مایه تأمل و تأسف گشت؛ نحوه مدیریت موضوع و واکنش مسؤولان محلی در پیگیری و بازتاب موضوع و برجسته سازی بیش از ضرورت و گسترده بازتاب رسانه ای این موضوع است.باید در بازتاب و پیگیری موضوع حداقلی از نکات زیر رعایت می گردید؛

نکته اول ضارب یک مربی بهداشت تازه کار بوده نه یک معلم با سابقه و تجربه،هرچند معلم هم انسان است و بری از خطا و اشتباه نیست، با هر میزان از تحصیلات،تجربه و سن و سال، مثل سایر کارمندان، مسؤولان و عموم انسان ها ممکن است مرتکب خطا و اشتباه شود.

هرچند مسؤولیت ایشان خطیر است و انتظار این است که درصد خطاهایش به خاطر جایگاه الگو بودن به نسبت سایر اقشار جامعه کم تر باشد.

نکته دوم؛ آیا راههای بهتری برای مدیریت مسأله حتّی تذکر و برخورد با شخص خاطی به غیراز تهدیدات قانونی و هجمه روی عموم جامعه معلمان، خط و نشان کشیدن های قانونی و تحریک احساسات افکار عمومی با نشان دادن تصاویر یک دانش آموز بی گناه زخمی و همچنین بازتاب رسانه ای گسترده آن، واقعاً وجود نداشت؟

جناب فرماندار! به عنوان شیخ الرئیس یک شهرستان به جای یادآوری تهدیدات قانونی، آیا نمی توانست موضوع را به شیوه ای دیگری مدیریت کند که هم به تخلف خاطی رسیدگی شود و هم بستر برای این همه هجمه علیه جامعه فرهنگیان ایجاد نگردد؟آیا اگر یکی از زیر دستان و کارمندان ایشان هم خطایی مرتکب می شد به همین منوال عمل می نمود؟اگر واقعاً مسؤولان و مدیران با همه رخ دادها و تخلفات با این سرعت عمل و قاطعیت برخورد می نمودند، آیا ما شاهد این میزان از حجم تخلفات اداری و مدیریتی بودیم؟

والدین محترم دانش آموز هم شاید در وهله اول حق داشته باشند وقتی که با این صحنه ناراحت کننده فرزند دلبندشان روبه رو شده اند، شاکی و نگران باشند ولی آیا به عواقب پیامدهای این گونه بازتاب رسانه‌ای، تأثیر عواقب و پیامدهای آن بر شرایط روحی حداقل فرزند خودشان در حال حاضر و آینده اندیشیده اند؟ به وضعیت روحی ایجاد شده برای فرزندشان در بین هم سالان و هم کلاس هایش در اثر این شیوه پیگیری فکر نموده اند؟ آیا راه های مناسب تری حداقل به خاطر حفظ روحیه فرزندشان برای برخورد با مسأله وجود نداشت؟

رسانه های که به شیوه ای شاید کمی نامتعارف به بازتاب موضوع پرداخته اند آیا به این اصل توجه نموده اند که منعکس ننمودن تصاویر مستقیم خشونت جزو اصول اخلاق حرفه ای آن ها است؟آیا تهیه خبر به هر قیمتی بدون توجه به عواقب تأثیرگذاری منفی آن بر جامعه و افکار عمومی با مسؤولیت اجتماعی یک رسانه هم خوانی دارد؟مخلص کلام جامعه گسترده فرهنگیان هم همانند سایر اقشار و صنوف جامعه به حکم ذاتی بشر بودن، معصوم و بری از خطا و اشتباه نیست.

منصفانه و جوانمردانه این است متناسب با وزن و سطح موضوع به خطاها این قشر هم پرداخته شود.شکی نیست خدای ناکرده تلاش سازمان دهی شده برای ایجاد ذهنیت منفی عمدی یا ناآگاهانه در عرصه فضای افکار عمومی به جهت تضعیف و خدشه وارد نمودن به جایگاه و منزلت این قشرتأثیر گذار و تلاش گر جامعه، عاقبتی به جز کم انگیزگی و فرو رفتن دود جا انداختن این تأثیرات روحیه منفی نگری به چشم خود فرزندان دلبند والدین گرامی این مرز و بوم نخواهد داشت.

عثمان عباسی،کنشگر اجتماعی

لینک کوتاه

برچسب ها

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.